آخرین شین نقالی کهن ایران
از مرگ آخرین بازمانده هنر نقالی مدت کوتاهی است می گذرد ، اسطوره ای که مایه فخر و مباهات ادبیات حماسی ایران بود . در یکی از آیین های ماهانه شاهنامه خوانی و نقالی که همه ماهه در شهرستان دورود برگزار می گردد ، نقالی نوجوان به آسید مصطفی سعیدی نزدیک شد ، با بوسه ای بر دستان او گفت : استاد از یزدان پاک سپاسگزاریم که درمقطعی از زمان زیست میکنیم که قادریم نقل و هنر شما را از نزدیک به نظاره بنشینیم .از مرشد سید مصطفی سعیدی بعنوان یکی از آخرین بازماندگان نقل و نقالی در ایران نام برده میشود . دکتر صادق عاشورپور درقسمتی از کتاب نقالی خود می نویسد : پس از اینکه بشر شیوه زندگی اجتماعی را شناخت و آن را تجربه کرد و آغاز نمود عواطف و احساسات در وجودش بروز و ظهور یافت، خواسته یا ناخواسته به کشف نقل و نقالی نایل آمد؛ چرا که نقل حوادث و اتفاقات رخ داده در وقت شکار یا مواقع بروز خطری و نقل آن و چگونه رهیدن از این خطرات یا پیروزی بر آنها برای دیگران خود حاصل این کشف بود.
وی در بخشی دیگر بیان میکند : قصهگویی در ایران پیشينهای بس طولانی دارد که حداقل آن این است که این قوم در حدود بیست و پنج قرن پیش یعنی تقریبا پنج قرن قبل از میلاد مسیح(ع) در زمان هخامنشیان به مکتوب کردن قصهها همت گماشتهاند.
آنها سرگذشت الهههایی همچون میترا و آناهید و افسانه پهلوانان همچون داستان رستم، سیاوش، اسفندیار و... را برای یکدیگر بازگو میکردند. در دوره اشکانی کسانی را که داستانهای حماسی و رزمی میگفتند، گوسان مینامیدند.
به رغم برخورداري ملت ما از پيشينه درخشان و افتخار آميز فرهنگی و ادبی به ويژه در حوزه ادبیات حماسی كه در طول تاريخ کشور ما را در مسند پيشكسوت علوم انساني نشانده است ديري است از گذشته پر بار و برتر خود گسسته است. در حالي كه منابع ادبی ، متون كهن و كلاسيك ما مشحون از نظراتي بي بديل و تاریخچه ای بس وسيع است.آسید مصطفی سعیدی را می توان بازمانده این جریان فرهنگی و هنری قلمداد کرد . هنرمندی که بر روی صحنه چشم هر بیننده ای را متحیر می نماید .فرم و محتوا در بازی این اسطوره به قدری حساب شده و هنرمندانه در هم تنیده میگردد که بیننده علاوه بر اجرایی دراماتیزه شده نکات مفهومی و اخلاقی را از دل آن استخراخ می نماید و با در نظرگرفتن سطح فهم و نیاز بهره جستن از واژه های ارزشمند اخلاقی و انسانی در قالب و المان های کاملا ایرانی و اصیل به هدف و غایت خویش نزدیک می گردد .
بیان شیوا و رسا ، ایستهای صحنه ای به جا ، استفاده صحیح از زبان بدن ، بازی در بازیهای کاملا حرفه ای و ارتباطی خیره کننده با مخاطب از ویژگیهای نقالی آسید مصطفی بود که به جرآت می توان گفت یکی از بهترین و بزرگترین ورگشاپ و کلاس بازیگری را بر روی صحنه ایجاد می نمود ، وی به نحوی ماهرانه داستان را نقل می نمود که مخاطب ، لشگر پر تعداد تورانیان و ایرانیان را فارغ از اینکه حضوری واقعی داشته باشند بر روی دیدگان خود تصویر سازی می نمود، و بعضا صدای پرتاب و اصابت نیزه بر سینه دشمنان گرد و غبار ناشی از درگیری و جنگ و... در وجود تماشاگران ملموس و باورپذیر بود . در این شیوه نمایشی ، وی با توقف نقلی و شروع نقلی دیگر و پیوند خلاقانه بین داستانها و ایجاد تعلیق، بیننده را مجذوب و معشوق شخصیتهای داستانش می نمود .
استفاده درست و به جا از کوک ، گام ، ریتم و تمپ در کلام و بازی وی ، لحظاتی ناب و دراماتیک را پدید می آورد . تنها ابزار این نقال ، چوبدستیش بود که کارکردی فوق العاده تاثیر گذار را دارا بود و از این حیث ارتباطی منطقی و منظم را در داستان و مخاطب برقرار می نمود ، چوبدستی که گاها غریبترین نقاط صحنه نبرد و بعضا قریبترین کشمکش و درگیری صحنه را به شیو ه ای پذیرفتنی و باور پذیر نمایان می کرد و بعد از اتمام کار و نقل ، بعنوان ابزاری در جهت ثبات و استحکام زندگی مرشد کارکردی شخصی از خود به جای می گذاشت .
آیین ماهانه شاهنامه خوانی و نقالی شاهنامه یکی از معدود برنامه های فرهنگی و هنری دو دهه اخیر کشور است که در آن شاهنامه حکیم طوس به همت هنرمندان و علاقمندان به ادبیات حماسی پاس داشته می گردد ، آیینی که چهارشنبه آخر هر ماه در شهرستان دورود برگزار میگردد . برنامه فرهنگی که بنیان گذارش فیروز حسنی گوهرکان از آن بعنوان جریانی آوانگارد در عصر حاضر یاد می کند که نسلهای آینده را در این دیار به تفکر و تامل فرو خواهد برد .
از ارکان و عناصر مهم و تاثیر گذار تشکیل این آیین ، شاهنامه خوانی توسط شاهنامه خوانان بومی و محلی و با گویش های منحصر به فرد همچنین نقالی آسید مصطفی سعیدی بود که به طور مستمر و دنباله دار داستانی از آموزه های اخلاقی و انسانی را به شیوه ای زیبا و نمایشی نقل می نمود . داستانهایی که از دل طومار شاهنامه استخراج می شد طوماری که در دو جلد توسط ایشان به زیور چاپ آراسته شده است .
علاقمندان بی شماری همه ماهه به انتظار آخرین چهارشنبه روزگار سپری میکردند و خودجوش و بدون دعوت بر روی صندلی تنها سینمای شهر (سینما کیهان ) می نشستند تا نقل مرشد حنجره ارغوانی و آخرین شین نقالی کهن ایران را از نزدیک نظاره کنند. روز اول اسفندماه 1398 در سن 82 سالگی این پیر فرهنگ کشور رخ در نقاب خاک کشید . و با کوله باری از تجربه و دانش در عرصه نقالی و منقبت خوانی دار فانی را وداع گفت ، اینک آیین ماهانه شاهنامه خوانی بدون حضور او به مسیری که حاصل زحمات عزیزان و بزرگان اهل ادب و علی لا خصوص مرشد سعید ی است به سختی ادامه حیات خواهد داد و چشم و امید علاقمندان و هنرمندان به نوجوانان و جوانانی است که عاشقانه و هنرمندانه شیوه و روش اجرایی وی را دنبال کرده و بعنوان نقالان نوپا ی قدم در این عرصه و وادی نهاده اند .
دلمان برای نقلش تنگ شده است ... یادش گرامی و خدایش بیامرزد .
برفتند و ما را سپردند جای جهان را چنین است آیین و رای
جمشید صالح نیا
دبیر اجرایی آیین ماهانه شاهنامه خوانی و نقالی شهرستان دورود